بایگانی دسته: سریال ترکی

بیوگرافی و اسامی بازیگران سریال جسور و زیبا (یا پاتریکس) بهمراه تصاویر بازیگران

بیوگرافی و اسامی بازیگران سریال جسور و زیبا (یا پاتریکس) بهمراه تصاویر بازیگران

سلام به طرفداران سریال جسور و زیبا ساخت کشور ترکیه

در این مطلب به معرفی بازیگران سریال جسور و زیبا ساخت کشور ترکیه می پردازیم.تقدیم به طرفداران سریال های ترکی

بازیگران سریال پاتریکس :

کیوانچ تاتلیتوغ (Kıvanç Tatlıtuğ) در نقش جسور

کیوانچ تاتلیتوغ ((به ترکی استانبولی: Kıvanç Tatlıtuğ) زاده ۲۷ اکتبر ۱۹۸۳) هنرپیشه و مدل ترک است
کیوانچ تاتلیتوغ در شهر آدانا در جنوب ترکیه متولد شد. او ۴ خواهر و برادر دارد. مادربزرگ او (از طرف پدری) مهاجر بوسنی و هرزگوین به ترکیه است. مادر او متولد ادرنه و پدرش متولد آدانا است. او می گوید
در آدانا به دنیا آمده، بزرگ شده و خانواده او برای مدت بیشتر از صد سال در کار نانوایی بوده اند.
او تحصیلات خود را در دبیرستان Yenice Çağ Private High School در حالی که در دوران دبیرستان در بازی بسکتبال عالی بود تمام کرد.
هنگامی که پدر او مریض شد آنها به استانبول نقل مکان کردند تا پدرشان درمان مناسب را دریافت کند. در استانبول او به عنوان بازیکن بسکتبال آماتور به عضویت باشگاه ورزشی بشیکتاش درآمد. کیوانچ تاتلیتوغ در سال ٢٠٠٢ به عنوان نماینده کشور ترکیه توانست عنوان بهترین مدل مرد جهان را به دست آورد و بعدها هم جوایز بسیاری در عرصه بازیگری کسب کرد.
معروفیت کیوانچ تاتلیتوغ بیشتر به خاطر بازی در سریال های عشق ممنوع، ایزل و کوزی گونی بوده است

طوبی بیوک اوستون (Tuba Büyüküstün) در نقش سوهان

خدیجه طوبا بویوک‌اوستون (به ترکی استانبولی: Hatice Tuba Büyüküstün) در تاریخ ۵/۸/۱۹۸۲ در استانبول متولد شد، دوران مدرسه را در همان شهر گذراند و سپس در رشته طراحی صحنه و دکور و طراحی لباس در دانشگاه هنرهای زیبای معمار سنان استانبول به تحصیلات خود ادامه داد. ضمن تحصیل در دانشگاه برای اولین بار در تبلیغ مول‌پد جلوی دوربین فیلمبرداری رفت.
در سال ۲۰۰۳ در ۴ قسمت آخر سریال مقام سلطان (Sultan Makamı) بازی کرد. پس از آن در سال ۲۰۰۴ اولین فیلم سینمائی به نام پدرم و پسرم (Babam ve Oğlum) نقش کوتاهی را بازی کرد.
در همان سال در یک سریال تلویزیونی به نام Çemberimde Gül Oya بازی کرد و پس از آن در یک فیلم تلویزیونی به نام گلعذار (Gülizar) بازی کرد. سپس در سال ۲۰۰۵ با ایفای نقش در سریال Ihlamurlar Altında در کشورهای عربی به شهرت رسید و طرفداران زیادی پیدا کرد. در سال ۲۰۰۷ در سریال دیگری به نام عاصی (Asi) بازی کرد.
طوبا بویوک‌اوستون در ضمن بازی در این سریال‌ها در چند تبلیغ تلویزیونی از جمله شامپوی پانتنت، ماکزیمم کارت، شکلات، لباس جین مارک کولینز و تبلیغ یک پارفوم در دوبی نیز بازی کرد.
وی در تابستان ۲۰۰۹ در یک سریال تلویزیونی به نام بینی و بینک بازی کرد، این سریال محصول مشترک با کشورهای عربی بود و از کانال ام‌بی‌سی پخش شد.
طوبا بویوک‌اوستون در سال ۲۰۰۹ اولین نقش اول یک فیلم سینمائی به نام Yüreğine Sor را به عهده گرفت. بعد از آن به ایفای نقش در سریال تلویزیونی به نام GÖNÜLÇELEN یا همان دلربا می‌باشد پرداخت که سال ۲۰۱۰ از تلویزیون aTV پخش شد. هم اکنون او از شهرت خاصی در بین کشورهای عربی و کشوهای بلوک شرق برخوردار است وسریال‌های او از کانالهای تلویزیونی این کشورها پخش شده‌است طوبابویوک اوستون در سریالی بنام ۲۰ دقیقه ۲۰dakika به کارگردانی «سردار ایشیک» محصول ۲۰۱۳ که از شبکه استار پخش شد ایفای نقش کرد. وی در این سریال نقش «ملک» را بر عهده داشت؛ ولی این سریال در ترکیه بیننده زیادی نداشت و فقط ۲۵ قسمت طول کشید و در یک فصل به پایان رسید.
جدیدترین سریال او سریال لطیفه است که از ۱۲ مارچ سال ۲۰۱۴ از کانال atv شروع به پخش شده است. او در این سریال پربیینده همبازی انگین اکیورک شده است و در نقش لطیفه دنیزر بازی می‌کند.

سیزن آکباش اوگولاری (Sezin Akbaşoğulları)

 

۲۲ آوریل ۱۹۸۱ در شهر ازمیر بدنیا آمده است. او در پروژه های بسیار معروفی حضور داشته است که می توان به سریال Racon Ailem İçin  بازیگر نقش صدف و مجموعه سپتامبر اشاره کرد.

 تامر لونت (Tamer Levent) بازیگر نقش تحسین

 

بازیگر پیشکسوت ترکیه ای در ۱۳ اکتبر ۱۹۵۰ در ازمیر بدنیا آمده است. آخرین نقشی که از او پخش شده است سریال Aşk Yeniden می باشد که در آن نقش شوکت رئیس را بازی کرده است که در سریال جسور و زیبا بازیگر نقش پدر سوهان می باشد.

سرکان آلتون اوراک (Serkan Altunorak ) بازیگر نقش کورای

 

۲۴ دسامبر ۱۹۷۶ در شهر آنکارا بدنیا آمده است. از دانشگاه حاجت تپه در رشته تئاتر فارغ التحصیل شده است. آخرین بازی او در سریال متاهل و خشمگین (Evli ve Öfkeli) بود که در آن ایفاگر نقش تارک بود

آنکارا (در قدیم: آنقره) پایتخت و پس از استانبول دومین شهر بزرگ کشور ترکیه است. این شهر هم‌چنین مرکز سیاسی استان آنکارا است.

آنکارا شهری جدید و نسبتاً مدرن با ۴٬۳۱۹٬۱۶۷ نفر جمعیت است (آمار ۲۰۰۵). از مراکز دیدنی آن می‌توان آرامگاه آتاتورک و برج گردان خرید آتاکوله را نام برد.

دوریم یاکوت (Devrim Yakut)

در ۲۷ مه ۱۹۶۸ در آنکارا بدنیا آمده است و آخرین نقش به یاد ماندنی او در سریال من را فراموش نکن (Unutma Beni) بوده است.

 

نیهان بویوک آغاچ (Nihan Büyükağaç)

 

این بازیگر در ۲۸ سپتامبر ۱۹۸۱ در استانبول بدنیا آمده است. او در سریال Muhteşem Yüzyıl که در ایران به اسم خرم سلطان شناخته میشه بازیگر نقش گلشاه بوده است.

استانبول (به ترکی استانبولی: İstanbul) یا قسطنطنیه بزرگ‌ترین شهر کشور ترکیه و مرکز فرهنگی و اقتصادی آن است. این شهر در کنار تنگه بسفر و دریای مرمره قرار دارد. تنگهٔ بسفر دو قارهٔ آسیا و اروپا را ازیکدیگر جدا می‌کند و استانبول تنها شهر بزرگ جهان است که در دو قاره قرار دارد. بندر طبیعی شاخ طلایی یا خلیج در این شهر واقع است.

این کلان شهر به عنوان پایتخت فرهنگ اروپا در سال ۲۰۱۰ انتخاب شده‌است. همچنین از لحاظ تعداد گردشگران خارجی سومین شهر توریستی جهان به شمار می‌رود.

ارکان آوچی (Erkan Avcı)

 

او در ۱ ژانویه ۱۹۸۲ در شهر دیاربکیر بدنیا آمده است. مشهورترین نقش او در سریال معروف کارادایی بود که بازیگر نقش باروت بود.

کارادایی (به ترکی استانبولی: Karadayı) یک مجموعه تلویزیونی ترکی با کارگردانی اولوچ بایراکتار (کارگردان سریال ایزل) است.

سریال کارادایی محصول کشور ترکیه است ومحبوبیت فراوانی در کشورهای خاورمیانه، اروپا، و حوزه بالکان کسب کرده است. کاردایی یکی از بزرگترین و پرهوادارترین پروژه‌های سریالهای تلویزیونی ترکی محسوب می‌گردد.
دوبله فارسی این سریال در ۳۵۰ قسمت ۴۵ دقیقه‌ای توسط شبکه جم پخش شد.

 گوزده تورک پنجه (Gözde Türkpençe)

 

این بازیگر زیبا ۲۸ اکتبر ۱۹۸۴ در شهر استانبول بدنیا آمده است. از دانشگاه معمار سینان Mimar Sinan فارغ التحصیل شده است و در ۶ سالگی آموزش رقص باله دیده است. از آخرین نقش های او میتوان به کاراکتر اسرا در سریال استانبول اشاره کرد.

معرفی و عکس های هتل دبلیو استانبول ترکیه

 

مجموعه عکسهای زیبا و دیدنی از شهر استانبول ترکیه

 

مرکز خرید آتاکوی پلاس استانبول Ataköy Plus Shopping Mall

 

فیرات آلتون مشه (Fırat Altunmeşe)

 

این بازیگر جوان و خوشتیپ در سال ۱۹۹۰ در استانبول بدنیا آمده است. آخرین نقشی که از وی پخش شده است سریال کهربا (Kehribar) است که در آن کاراکتر پسر اورهان یاریمجالی را ایفا کرده بود

هتل بلو وی استانبول blueway hotel istanbul

قسمت 18 هجده سریال جسور و زیبا یا پاتریکس

 قسمت  18  هجده سریال جسور و زیبا یا پاتریکس

دوستان عزیز من خلاصه ی این سریال را از سایت های دیگه می گذاشتم که متاسفانه خیلی به هم ریخته بود. از قسمت هجده خودم خلاصه ها را براتون می گذارم.

در قسمت های قبل دیدیم که مادر جسور را از یک حالت قفس ماندن بالای یک ساختمان انداختن . دهانش را بسته بودند و تحسین فکر می کرد عدالته. اون قفس مانند را می خواد دستکاری کنه که جسور اینها می رسن و درش باز می شه و مادر جسور پرت می شه پایین و می میره. جسور واقع هنگ می کنه و برای چهل و پنج روز همه از جمله سوهان را ترک می کنه و بعد برمی گرده. تحسین با وثیقه از دادگاه ازادی مشروط می گیره. جسور تحسین را می دزده و می ره لب یک پرتگاه بهش یک طناب وصل می کنه و می گه اعتراف کن که بابام را تو کشتی. یک مرد با تفنگ دوربین دار به تحسین شلیک می کنه و فرار می کنه . تحسین زخمی می شه و سوهان می رسه و با نفرت به جسور نگاه می کنه و حلقه اش را در می اره و پرت می کنه و می گه همه چیز تمام شد. تحسین را می برن بیمارستان و زنده می مونه. از طرفی مشخص می شه که خود جاهده هم بارداره. جاهده کلید خونه ی خانواده ی شوهرش در استانبول را به هولیا می ده وقتی هولیا می ره اونجا می فهمه سوهان هم اونجاست. آژیر خونه زده می شه و سوهان می اد ببینه چه خبره که هولیا از پشت می زنه توی سرش. هولیا به جاهده خبر می ده و جاهده هم با کلک می خواد شیرین و جسور را به اون خونه بکشه. سوهان به هوش می اد و جواب زنگ شیرین را می ده و تعریف می کنه چی شده . پلیس می اد و از همه بازجویی می کنه و سوهان به جسور تیکه می اندازه که اون دزد به اندازه ی تو به من اسیب نزده و می گه من می خوام تقاضای طلاق کنم جسور می گه تا پایان این جریان طلاقت نمی دم که سوهان می گه من طلاق می گیرم و خودم موضوع را پیگیری می کنم. کورهان پدرش را به همون انبار می بره که دو نفر کشته شده بوده و به پدرش می گه که من اون شب پشت ماشینت قایم شده بودم و همه چیز را دیدم و از اون ور سوهان و جسور هم می ان و سوهان می گه من از داشتن پدری مثل تو خجالت می کشم. رضا به خواهرش تو زندان می گه من بالاخره از زندان خلاص می شم اما تو باید تا اخر عمر اسیر تحسین باشی. عدالت هم می ره پیش دادستان و به قتل ها اعتراف می کنه و دادستان هم به تحسین زنگ میزنه و خبر را می ده. از طرفی هولیا هم درد زایمانش گرفته و به جاهده زنگ می زنه. 

عکس های زیبا و جذاب بازیگران سریال ترکی پاتریکس یا جسور و زیبا

عکس های زیبا و جذاب بازیگران سریال ترکی پاتریکس یا جسور و زیبا

در این مطلب از سایت بلاگ.دریکساز عکس های زیبای سریال جسور و زیبا یا همان پاتریکس را آماده کرده ایم که امیدواریم خوشتون بیاد

عکس های سریال جسور و زیبا-طوبی بیوک -کیوانچ تاتلیک

خلاصه داستان سریال پاتریکس :

جدیدترین ساخته شرکت فیلمسازی آی یاپیم سریال پاتریکس (cesur ve güzel) هست که به سفارش شبکه استار ترکیه ساخته شده است و بزودی از این شبکه پخش خواهد شد.


کیوانچ تاتلیتوغ و طوبی بیوک اوستون دو بازیگر مشهور و نامی ترکیه بازیگران اصلی این سریال می باشند
پسر شجاع و جسور ( کیوانچ تاتلیتوغ ) سریال که جوانی خوشتیپ و جذاب است از شهر خود به یک شهر کوچک حرکت میکند
در این شهر کوچک خانواده ای زندگی میکنند که ملک و زمین های زیادی دارند و بسیار ثروتمند هستند که این خانواده دختری بسیار زیبا به نام سوهان (طوبی بیوک اوستون) دارد که زیبایی آن زبانزد بود.
تو ملاقات اول جسور و سوهان عشقی پرشور بین شان شروع می شود فقط بین این دو موضوع های بسیار زیادی وجود دارد که دو طرف از آنها بی خبرند.
خانواده جسور و خانواده سوهان در زمان های بسیار قدیم همدیگر را می شناختند و بین این دو خانواده یک جنگ و دعوای بسیار بزرگی رخ داده بود که دو عضو جوان این دو خانواده از این موضوع بی خبر هستند.
این حساب بسته نشده قدیمی بین دو خانواده بر روی عشق دو عضو جوان این خانواده ها سایه انداخت و حوادث گذشته بین دو خانواده عشق این دو را به حالت ناممکن در آورده است.
با گذشت زمان علت و راز آمدن جسور به این شهر کوچک بر ملا خواهد شد

 

سریال پاتریکس یکی از پرمخاطب ترین و موفق ترین سریال های فصل جدید ترکیه است. پخش این سریال به زودی در گروه شبکه های “جم” نیز آغاز خواهد شد. بازیگران نقش اصلی این مجموعه کیوانچ تاتلیتوء و طوبی بیوک اوستون می باشند. آنها را در سریال های مختلف و موفق بسیاری دیده اید و می شناسید. این کار دومین پروژه مشترک طوبی و کیوانچ است. این دو هنرپیشه در گذشته در کمپین تبلیغاتی یک برند ادکلن، برای یک شرکت عربی با هم همکاری کرده اند. سریال “پاتریکس” با یک اتفاق آغاز می شود. کیوانچ با ماشین در راه است و اسب طوبی به صورت ناگهانی جلوی راه او قرار می گیرد. اسب از راه خود خارج شده و به سوی پرتگاه می تازد. اما کیوانچ به دنبال آنها رفته و دختر اسب سوار را نجات می دهد. به این طریق دو شخصیت اصلی داستان با هم آشنا می شوند. داستان در واقع حکایت یک انتقام قدیمی است. کیوانچ به دلیل گرفتن انتقام زندگی از دست رفته پدرش با یک نقشه قبلی وارد دهکده کورلوداء شده و سعی بر اجرای نقشه اش دارد. به روایتی این داستان اقتباسی از یک حکایت واقعی است که تصویر میان عشق و انتقام را نشان می دهد

کیوانچ تاتلیتوغ و طوبی بیوک اوستون

عکس های زیبا و جذاب کیوانچ تاتلیتوغ و طوبی بیوک اوستون در سریال جسور و زیبا

قسمت آخر سریال جسور و زیبا-دانلود سریال ترکی-دانلود جسور و زیبا

عکس های دیدنی کیوانچ تاتلیتوغ و طوبی بیوک اوستون در سریال ترکی جسور و زیبا

سریال جسور و زیبا محصول ترکیه

فیلم و سریال-دانلود فیلم و سریال-کانال تلگرام دانلود فیلم و سریال

خلاصه قسمت 129 و 130 سریال جذاب در انتظار افتاب

خلاصه قسمت 129 و 130 سریال جذاب  در انتظار افتاب

زینب با نقشه مادرش را سوار قایق می کند و بعد جهان سوار می شود و خیلی رمانتیک وسط اب از دمت درخواست ازدواج می کند و دمت قبول می کند. از ان طرف کرم به صدای زینب واکنش نشان می دهد مادر کرم به گل یازی می رود اما زینب قبول نمی کند که برگردد در راه ان دوستش را می بیند عشق او مرده و به زینب می گه تا کرم زنده است او را رها نکن زینب هم می رود و سوار ماشین مامان کرم می شود با کرم صحبت می کند و او را می بوسد و می گوید تو به هوش بیا من هرکاری برای تو می کنم و کنارت می مانم. کرم هم بعد از بوسه مثل زیبای خفته بیدار می شود و زینب هم می رود و به مادر کرم می گوید که کرم به من خیانت کرده و من نمی توانم کنارش باشم فقط دروغ گفتم که بیدار شود. ملیس در مدرسه می فهمد که کرم در کما بوده و می فهمد به خاطر این بوده که به دروغ به کرم گفته که با هم رابطه داشته اند و حسابی به هم می ریزد. تولین بچه همسایه را می بیند و بغلش می کند و تصمیم می گیرد که بچه اش را نگه دارد و سقط نکند. زینب برای عروسی مادر و پدرش می رود جا رزرو می کند و ان رستوران مال همان پسرکه دوستش است . کرم بعد از به هوش امدن خانه را ترک می کند و به خانه راننده اش می رود.

برای دانلود اینجا را کلیک کنید

 

برای دانلود از کانال تلگرام اینجا را کلیک کنید

 

عضویت در کانال تلگرام دانلود سریال

http://telegram.me/mer30film

خلاصه قسمت 136 و 135 سریال در انتظار افتاب

سلام.امروز برای شما طرفداران سریال در انتظار آفتاب خلاصه ی قسمتهای 135 و 136 رو آماده کردیم

درانتظار آفتاب135
آکسل و بچه ها هنوز تو خونه باغن.یکی از کارگرای آکسل اینا میاد تو خونه باغ و زینب هم از این فرصت استفاده میکنه وداد میزنه و کمک میخواد آکسل حواسش پرت میشه و کرم و باریش بلند میشن و اسلحه رو ازآکسل میگیرن.بیگم هم سریع اسلحه رو از زمین برمیداره و تهدیدشون میکنه تا آکسل رو ول کنن وبعد میره  وکارگر رو دست به سر میکنه.آکسل همه رو به اتاق میبره و دستای باریش وزینب هم میبنده.آکسل از زینب میپرسه که چرا از کرم جداشدی که اونم میگه بهپ خیانت کرد آکسل میپرسه با کی و زینب تو ذهنش به این فکر میکنه که اگر بگه با ملیس؛آکسل ممکنه کرم رو بکشه به همین خاطر میگه نمیشناسینش و ملیس هم یه نفس راحت میکشه.آکسل بهشون میگه بیاید باری جرات یا حقیقت بازی کنیم و از زینب میخواد یکیشو انتخاب کنه و زینب میگه جرات.آکسل هم ازش میخواد کرم رو ببوسه.زینب اولش قبول نمیکنه ولی بعد یه بوسه سریع از کرم میگیره.آکسل میگه اینطوری قبول نیست وباید واقعی باشه زینب و کرم هم یه بوسه طولانی ازهم میگیرن.باریش قیافش عوض میشه و ناراحت میشه.از طرف دیگه سوین یادش میاد که قبلا وقتی واسه مسافرت رفتن به خونه باغشون احمد یه چیزی رو تو پله جاسازی کرده و بهش گفته هروقت تو دردسر بیفتیم این چیزی که قایم کردم میتونه نجاتمون بده.و با افق میره سمت همون خونه قدیمی.وقتی میرسه اونجا میبینه در بازه باتعجب میره داخل و احمد رو صدا میکنه ولی میبینه کسی نیست و برمیگرده.بعد از رفتن سوین نشون میده اون کسی که تو خونه بوده ملدا بوده.از طرف دیگه دمت و جهان میخوان واسه شام برن بیرون که تولین به جهان زنگ میزنه و با هزار ادا و قیافه میگه حالم بده و نگران بچمم بیا باهام بیمارستان.جهان و دمت هم مجبور میشن و میرن دنبال تولین.تو بیمازستان تولین هرثانیه جهان رو صدا میزنه و بهش دستور میده جهان هم حسابی کفری شده ولی دمت آرومش میکنه.دکتر بعد ازمعاینه به تولین میگه حالتون خوبه ولی اگه یه شب بمونید بهتره تولین هم از خدا خواسته قبول میکنه.جهان مجبور میشه شب پیشش بمونه و ازدمت میخواد اونم کتارش بمونه ولی دمت برمیگرده خونه و به این ترتیب تولین به مراد دلش میرسهفیلم دوباره به بچه ها برمیگرده و نشون میده که آکسل حسابی به کرم گیر داده که بگو با کی به زینب خیانت کردی.کرم هم بهش میگه دستم رو باز کن تا بهت بگم وبعد از باز شدن دستاش به زینب میگه من خودم به اون زنگ زدم که بیاد پیشم آره من بهت خیانت کردم من که بهت گفته بودم از من دوری کن من کرم سایرم بامن بودن بهت آسیب میرسونه و بعد بلند میشه و روبه روی آکسل می ایسته و میگه حالا بهت میگم با کی بودم که یه دفعه ملیس میپره و میگه بس کنید دیگه وکرم هم میگه آها خودشه من با ملیس خیانت کردم بعد اسلحه رو میذاره رو سینش و به آکسل میگه یا همین الان منو بکش یا بزار برم و آکسل با بهت وتعجب بهش خیره شده.نشون میده احمد سایر از یه تلفن عمومی داره به کسی زنگ میزنه و همین موقع هم تلفن کرم زنگ میخوره

درانتظار آفتاب قسمت136
آکسل بعد ازاعتراف کرم همچنان بهت زده خیره شده به کرم وملیس هم غش میکنه وقتی بهوش میاد با گریه به آکسل میگه حرفشو باور نکن داره دروغ میگه که آکسل بهش میگه برو گمشو عوضی تا یه بلایی سرت نیوردم و ملیس هم با گریه میره بیرون.آکسل به کرم میگه گوشیتو جواب بده.کرم هم حواب میده که از طرف کلانتریهه و بهش میگن باید بیای و راجع به بابات حرف بزنیم.آکسل به کرم میگه منم باهات میام و وقتی سوار ماشین میشن؛رو وقتی آکسل و کرم سوار ماشین میشن زینب میاد و به آکسل میگه باهات حرف دارم و بهش میگه کرم دروغ گفته و اصلا با ملیس نبوده و با جین بهم خیانت کرده؛اگر با ملیس بود که من هیچوقت با ملیس نمیومدم دنبال تو وکرم.آکسل به ملیس نگاه میکنه و سوار ماشین میشه و میره.توکلانتری پلیسا به کرم یه فیلم از شب حادثه نشون میدن که یکنفر لب دریاست و به کرم میگن ما حدس میزنیم این احمد سایر باشه ولی کرم بهشون میگه ن اصلا فکر نمیکنم بابام باشه چون تاریکه و قابل تشخیص نیست که این شخص کیه ومشخصاتشم به بابام نمیخوره.وقتی  کرم از اتاق میاد بیرون به آکسل میگه که دیگه ابن مسخره بازی ها روتمومش کن اگه تا خالا بهت چیزی نگفتم فقط به خاطراین بود که بابات مرده.آکسل به کرم میگه چرا گفتی با ملیس بودی؟کرم هم میگه چون دیدم زیادی داری شلوغش میکنی خواستم ببینم جرات داری ماشه رو بکشی که دیدم متاسفانه جرات نداشتی.کرم میره خونه و زینب میاد خونشون و به کرم میگه چرا اونکارو کردی و راحت دل همه رو میشکنی کرم بهش میگه من همینم.زینب بهش میگه انقد علکی سعی نکن که نشون بدی من واست بی اهمیتم.کرم هم لبخند به لب سوارماشین میشه و میرهکرم میره پیش مدیر مالی شرکتشون و میگه باید به من اطلاعات بدی که مادرش همون موقع سر میرسه و ازش میپرسه موضوع چیه که کرم بهش میگه بابام زندس تو فیلمی که پلیسا نشون دادن دیدم که زندس الانم اومدم تا اطلاعات بگیرم و ازهمه کارای بابام سر دربیارم و همه چیو تموم کنه.از طرف دیگه خواستگار باران اومده خونشون وعموی باران از باران میخواد که با خواستگارش بیشتر آشنا بشه و باران میگه فردا مدرسه دارم وقت نمیکنم و میره تو اتاقش و گریه میکنه مادرش میاد پیشش وباران عصبانی بهش میگه من میخوام دانشگاه برم واسه چی میخواید من ازدواج کنم؛مادرش بهش میگه ما بهش گفتیم تو میخوای درس بخونی اونم گفته فعلا نمیخوایم عقد کنیم.ما باید به حرف عموت گوش بدیم وگرن پول اجاره خونه رواز کجا بیاریم.از طرف دیگه جهان از پیش تولین اومده و خیلی خستس به تولین زنگ میزنه و میگه یه سری وسایل دارم باید بیام ببرم که تولین میگه من امروز خونه نیستم میتونی بیای و وسایلت رو ببریجهان هم میخواد بره که ازطرف کار جدیدش بهش زنگ میزنن و میگن جلسه داریم و باید بیای؛دمت هم بهش میگه چون تولین خونه نیست تو برو جلسه من میرم وسایلت رو میارم.زینب تو راه مدرسس که میبینه یکی صداش میکنه برمیگرده میبینه بوراست وخیلی از اومدنش خوشحال میشه و میفهمه که دوباره قصد ادامه تحصیل تو دانشگاهش رو داره وخیلی براش خوشحال میشه وازش میخواد که باهاش تا مدرسه بیاد و اونجا رو ببینه وبا بورا میرن مدرسه کرم زینب و با بورا تو مدرسه میبینه میره جلو وبه بورا میگه اینجا مثل گلیازی نیست اگه من بودم خیلی تواسمو جمع میکردم.زینب میره داخل و میبینه جان داره ازعصبانیت میترکه از باران حریان و میپرسه که باران واسش جریان خواستگار روتعریف میکنه جان میگه باید برم بکشمش؛زینب از باران میپرسه خب خالا خوشتیپ هست یا ن که باران با شیطنت میگه خب..که جان دیگه منفجر میشه میگه تو میگی خب؟این خب یعنی چی که باران و زینب میزنن زیرخندهملیس واکسل تو حیاط مدرسه نشستن و دارن باهم صحبت میکنن ملیس به آکسل میگه بهتره رابطمون رو تموم کنیم وآکسل خیلی راحت قبول میکنه.ملیس حسابی تعحب میکنه چون آکسل حرف زینب رو باور کرده بود و شب قبلش از ملیس عذرخواهی کرده بود.آکسل به ملیس میگه چیشد تعجب کردی وملیس هم بهش میگه فکر کردم الان همه چیز رو خورد میکنی ولی خیلی خونسردی.و به آکسل میگه نمیخوام بعد از بهم زدن حتی بهم سلامم نکنیم که آکسل میگه ن اینطور نمیشیم.زینب و باران و جان درحال بیرون رفتن از مدرسه هستن که کرم تو حیاط میبینشون؛باران گوشیش رو یادش رفته و با جان برمیگردن داخل مدرسه و زینب و کرم باهم تنها میشن.کرم به زینب میگه چه خبر ازدوست دهاییت؟زینب میگه چیه دیدنش ناراحتت کرده که کرم میگه کسی نمیتونه منو ناراحت کنه.زینب هم میگه دیدم داشتی رسما تهدیدش میکردی.کرم بهش میگه قصد داری بازم ببینیش زینب هم میگه چرا که نکرم هم بهش میگه آره خیلی به درد هم میخورید چون مال یه جا هستید و همدیگرو خوب میفهمید.آدم باید با یکی باشه که هم تراز خودش باشه تو فعلا باید تجربه کسب کنی.جان و باران میان و باران از زینب میپرسه چی شده که زینب میگه هیچی کرم سایر داره کرم سایر بازی در میاری.باران چشمش به بیرون از مدرسه میخوره و میبینه که خواستگارش با ماشین اومده دنبالش و حسابی کفری میشه.جان میخواد بره پسره رو بزنه که زینب جلوش رو میگیره و میگه بسپارش به من و با باران میره سمت پسره و خودشو به طرف معرفی میکنه و میگه من از اون آدمایی نیستم که بزارم دوستم با یه پسر تنها باشه و پسره میگه ن اعتقاد ماهم اینه  که تا قبل از ازدواج تنها نباشیم باهم.زینب هم میگه پس بهتره بریم سه تایی یه جایی جیزی بخوریم وپسره میگه بریم سفره خونه سنتی و زینب هم قبول میکنه.باران زینب رو میبره یه گوشه وبهش میگه داری چیکار میکنی مگه قرار نبود ردش کنی بره که زینب میگه ول کن و دست باران و میکشه و باهم سوار ماشین پسرع میشنجان که از تو حیاط داره همه اینا رو میبینه یهو میترکه و میگه وای اینا دارن چیکار میکنن و گیچ شده و به باران اس میده که چیکار میکنبد واسه چی سوار ماشینش شدی؛پسره به باران میگه نکنه توهم از اونایی که حتی تو دستشوییم باخودشون موبایل میبرن که باران میگه ن مامانمه دارم بهش اس میدم.اما ازطرف دیگه احمد به همون خونه که ملدا بود میره و ملدا بهش میگه خیلی ترسیدم نزدیک بود زنت منو ببینه که احمد بهش میگه نترس به زودی از اینجا میریم و یه زندگی جدید رو شروع مبکنیم 

با تشکر از خانم نگین برای نوشتن خلاصه

خلاصه ی قسمت 34 ایچرده یا نفوذی یا در زندان+دانلود سریال ایچرده قسمت 34

سلام به طرفداران سریال ایچرده

خوب دوستان تا اینجا به قسمت 34 این سریال رسیدیم

مرت و سارپ از بالای ساختمان می افتن پایین که ارتفاعش زیاد نیست و مرت زیاد چیزی اش نمی شه اما سارپ را می برن بیمارستان. خانه ای که مادر سارپ و ایلم بودن را اتش می زنن و داوود مادر سارپ را می دزده. و جلال یک نفر را به بیمارستان می فرسته که سارپ را بکشه ولی سارپ باهاش مقابله میکنه و با کلی ارتیست بازی از بیمارستان فرار می کنه. مرت و سارپ برای نجات جان مادرشون با هم هم دست می شن و مرت به سارپ خط می ده که کجا بره و مثلا می گه که سارپ من را زده و خلاصه مادرشون را فراری می دن. مرت به سارپ می گه از مادرت خداحافظی کن تو را باید پیش جلال ببرم. مادرشون به مرت می گه که هنوز توی وجود تو خوبی هست. جلال اسلحه را می گذاره روی سر سارپ و کلی برای هم کری می خونن. سارپ به جلال می گه که حداقل الان بهم بگو برادرم کیه که جلال نمی گه و اسلحه را به دست مرت می ده و می گه شلیک کن. مرت شوکه می شه و همون موقع رییس یوسف می رسه که با هم درگیر می شن و جلال به رییس یوسف شلیک می کنه و اون می میره . از طرفی مینیک از پشت می زنه توی سر سارپ که سارپ بیهوش می شه. جلال دستور می ده که مرت صحنه سازی کنه که رییس یوسف را اون کشته و اسلحه را توی دست سارپ می گذارن و به یوسف شلیک می کنن و بعد جلال می ره بیرون و به مرت می گه به سارپ هم شلیک کن وبکشش که مرت چند تا شلیک می کنه اما به کنار سارپ. سارپ به هوش می اد و شوکه اسلحه را توی دستش می گیره که افراد پلیس می رسن و فکر می کنن سارپ یوسف را کشته و می گن اسلحه ات را بنداز.

دوستان این سریال یک قسمت دیگه هم ازش پخش شده که سعی می کنم زودتر ببینم و براتون بگذارم.

 

برای دریافت جدیدترین خلاصه ها و اخبار در کانال تلگرام مرسی فیلم عضو بشید

http://telegram.me/mer30film

برای دانلود اینجا را کلیک کنید

 

برای دانلود از کانال تلگرام اینجا را کلیک کنید

 

عضویت در کانال تلگرام دانلود سریال

http://telegram.me/mer30film

خلاصه ی قسمت 70 سریال کارا سودا +دانلود قسمت هفتاد کارا سودا

خلاصه ی قسمت 70 سریال کارا سودا +دانلود قسمت هفتاد کارا سودا

عد از اینکه کمال از امیر امضا رو گرفت با نیهان رفتن خونه ی لیلا و جشن گرفتن..
امیر هم داغون و شکسته رفت پیش آسو. آسو یکم زخم زبون بهش زد که بابات الان زندانه خواهرت تیمارستان.. نیهان کجاس؟ تو هرچیزی که گفتی از دست نمیدمو از دست دادی.. امیر هم گفت یه نقشه ای داره. بعدم به آسو گفت نکنه میترسی از انجام دادنش؟ آسو گفت من چیزی برا از دست دادن ندارم(نگففت نقشش چیه)
وقتی امیر داشت میرفت آسو گفت زینب الان یه چیزی دستشه که میتونه قبل کمال بندازتت زندان. امیر زنگ زد به زینب. زینب هم فعمید که با آسو حرف زده.. گفت ازم دور بمونو خاموش کرد . از طرف دادگاه خانواده برای کمال یه نامه اومد زینب وقتی دید دلش سوخت و گفت داداش بیچارم. رفت به کمال زنگید که حتما فورا باید باهات حرف بزنم. زهرا هم به کمال گفت دادکاه موافقت کرده که تست دی ان ای بگیره. کمال اومد این حبرو به زینب هم داد و گفت داریم با تیهان ازدواج میکنیم.. زینب هم پشیمون شد و قضیه فلش رو نگفت (😑😑 میکشمش به خدا) و گفت تا کی باید توی خونت بمونم و از این چرت و پرتا…
امیر مشغول اجرا کردن نقشش بود و اسو هم شروع کرد تیمارستان رو متر کردن(میخوان آسو رو فراری بدن)
امیر رفت پیش باباشو ازش گله کرد و گفت از این به بعد تنهایی… بعد رفت خونه و دید نیهان نیس عصبی شد و فهمید امیر نشست به داد و بیداد مامانش اومد کنارش نتونست آرومش کنه تا اینکه زینب اومد و گفت همه چی تموم شده. امیر: دنیز با مامانش رفته من چرا زندم؟ من چرا اینجا موندم؟ دنیز یه تیکه از نیهان بود…
زینب: دنیز تیکه ای از داداشمو نیهانه.. تو خودت پویراز رو داری
سعی کرد آرومش کنه و بعدم فلش و نامع رو داد بهش و گفت من انتقام نمیگیرم ازت و نابودشون کن.. و ما یه راه جدا داریم خودمون.. امیر هم میگه از این تاریکیا نوری بیرون نمیاد. و بعد سرشو میذاره روی شکم زی زی و به پویراز میگ اگه اون یارو رو نمیکشم فقط به خاطر اینه که تولد تو رو ببینم..
نیهان کمال هم میرن خونه بپسندن که نیهان هیچ کدومو نمیپسنده و میرن با هم یکم حرف میزنن. نیهان میگخ میخوام معلم نقاشی بشم..
فرداش میرن برای طلاق و نیهان و امیر از هم طلاق میگیرن. امیر به کمال: موفق شدی ولی آماده باش چون همه چیزتو ازت میگیرم.
زینب میره پیش تارک و تارک بهش میکه اگه هنوزم امید داری با اون باشی دیگه نیا اینجا و حقمو حلالت نمیکنم
گالیپ هم تو زندان به یکی میسپاره که جون تارک رو بگیرن…
کمال بعد از دادگاه نیهانو میرسونه خونه لیلا که نیهان ترش میکنه که چرا نرفتن جشن بگیرن… میره خونه میبینه یه نامه براش اومده که سریع از خونه بیا بیرون به کسی هم چیزی نگو.

توی تیمارستان یکی اومد کلید به آسو داد . نیهان به اون آدرس مشکوک رفت و وقتی چراغا رو روشن کرد کمال و دید و سورپرایز شد با هم شام خوردن و به طرز ماورایی کمال بهش پیشنهاد ازدواج داد..وبهش گفت بامن ازدواج میکنی ونیهان قبول کرد و کمال گفت فردا شب میایم خواستگاریت… امیر هم رفت دم خونه لیلا که جلوشو گرفتن گفتن از اینجا برو..نیهان رسید گفت ازت نمیترسم بروو . امیر خواس دنیزو ببینه نیهان نذاشت. و گفت تو دردت دنیز نیس میخوای منو عصبی کنی…
مراسم خواستگاری شد وحلقه دستشون کردن و ویلدان گفت کاش اوزان هم بودو بعد دخترو دادن رفت😂 با یه بچه 😂 و کیک خورون شد…😑 امیر هم به زینب زنگ زد گفت بیا خونه ما ..وقتی زینب زفت دید میز عقد اونجاس و امیر گفت به خاطر اینکه صداقت داشتی میخوام باهات ازدواج کنم. بعد از عقد اخلاق گندش باز برگشت و زی زی فهمید دوباره گول خورده. مژگان دعواش کرد گفت تو پسر من نیستی. امیرم گفت تو هم اون مامانی که من فکر میکردم نیسی و کاش تو خیالاتم مونده بودی.. مژکانم زدش
امیر عکس عقدو فرستاد برای کمال. کمال رفت اونجا و فهمید واقعیته. زینب بهش گفت فکر کن من مردمو از اینجا برو داداش.
همزمان آسو به کمک افراد توی بیمارستان فرار کرد .. کمال وقتی داشت برمیگشت متوجه شد که خواب آلود شده. زنگ زد دید هیچکس جواب نمیده. زنگ زد به هاکان گفت امیر داره یه کارایی میکنه هیچکس جواب نمیده برو سریعا خونع آیهان اینا..به دستور امیر کیک به مواد خواب آور آلوده شده بود.مهمت رفته بود تحویل گرفته بود نمیدونم چجوری موفق شده بود دارو رو بریزه رو کیک 😐😐😐😐 آسو هم اومد خونه لیلا اینا و با کمک آدم امیر رفت توی خونه. امیر بهش گفته بود لیلا رو بکش که یاس و اندوهش باعث بشه اینا فکر عقدو از سرشون بیزون کنن. آسو رفت بالا سر لیلا ولی تصمیمش این بود نیهانو پیدا کنه رفت سراغ نیهان همون موقع کمال خودشو رسوند در حونه و دستشو گذاشت روی بوق. هاکان هم رسید.. لیلا که کیک نخورده بود بیدار شد و فهمید از اتاق نیهان صدا میاد با اسلحه آیهان رفت اونجا. به آسو گفت بنداز گوش نکرد و صدای شلیک اومد..(معلوم نیس هاکان زده یا لیلا) 
پایان

دوستان من خودم نرسیدم سریال را ببینم و این خلاصه ی سایت کاراسودا در اینستاگرام است.

 

 

برای دانلود اینجا را کلیک کنید

 

برای دانلود از کانال تلگرام اینجا را کلیک کنید

 

عضویت در کانال تلگرام دانلود سریال

http://telegram.me/mer30film

عکس های جدید بازیگران سریال گوزل+ عکس های پشت صحنه سریال گوزل

اختصاصی سایت تفریحی دریکساز

در این مطلب از بخش بازیگران ترکیه ، عکس هایی از بازیگران و همچنین پشت صحنه های سریال ترکی گوزل رو براتون آماده کرده ایم که امیدوارم خوشتون بیاد

کریمان-اوزجان و گوزل در پشت صحنه سریال گوزل

عکس عاشقانه ی جهان و گوزل

برای دریافت عکس و اخبار بازیگران ایرانی-ترکی و خارجی در کانال مرسی فیلم عضو شوید

بر روی لینک زیر کلیک کنید

telegram.me/joinchat/AAAAAER6ccMTb4-u_TjF0A

پشت صحنه سریال گوزل

سلفی پشت صحنه سریال گوزل-اوزان و گوزل

سکانسی از سریال گوزل

ارکان پتکایا (بازیگر نقش جهان در سریال گوزل) بهمراه همسر و پسرش

برای دریافت عکس و اخبار بازیگران ایرانی-ترکی و خارجی در کانال مرسی فیلم عضو شوید

بر روی لینک زیر کلیک کنید

telegram.me/joinchat/AAAAAER6ccMTb4-u_TjF0A

عکس یادگاری بازیگر نقش جهان و دیلارا در پشت صحنه سریال گوزل

ارکان پتکایا بازیگر نقش جهان به همراه همسرش در دبی

اوزان در پشت صحنه سریال گوزل

بازیگر نقش کریمان در سریال گوزل بهمراه نامزدش

ارکان پتکایا (جهان) و پسرش در قایق تفریحی

برای دریافت عکس و اخبار بازیگران ایرانی-ترکی و خارجی در کانال مرسی فیلم عضو شوید

بر روی لینک زیر کلیک کنید

telegram.me/joinchat/AAAAAER6ccMTb4-u_TjF0A

پشت صحنه سریال ترکی گوزل

عکس اوزان و گوزل در پشت صحنه سریال گوزل

عکس خداحافظی گوزل از سریال گوزل-گوبای پارتی سریال گوزل

برای دریافت عکس و اخبار بازیگران ایرانی-ترکی و خارجی در کانال مرسی فیلم عضو شوید

بر روی لینک زیر کلیک کنید

telegram.me/joinchat/AAAAAER6ccMTb4-u_TjF0A