قسمت های 14 و 15 فصل سوم سریال سلطنت یا 58 و 59

سریال سلطنت

در این مطلب از سایت بلاگ.دریکساز با خلاصه  قسمت های 14 و 15 فصل سوم سلطنت یا 58 و   59 همراه شما هستیم

چارلز به شدت به پول نیاز داره تا پول ارتشی که به اسکاتلند فرستاده بوده را بده. میره با نارسیس توی یک قما  ر خانه و اول یک مقدار زیادی پول می بره و بعد می بازه. نارسیس وارد عمل می شه و می ره توی یک مبارزه ی تن به تن شرطی بازی می کنه و بازی را می بره و ارتش را تامین می کنه. همه ی ژنرال ها به قصر دعوت شدن که برای کاترین یک پیام می اد می ره به اتاقش و پیام این بود که تاریخ دوباره تکرار می شود و نقاب شوالیه سرخ. کاترین می دوه به سمت اتاق می فهمه که همه ی ژنرال ها مسموم و کشته شدن و فقط چارلز زنده بوده. دستور می ده اونها را پنهانی دفن کنن اما بعد از یک روز سرهای این ژنرال ها روی دیوار قلعه قرار می گیره و ارتش شورش می کنه. حالا از الیزابت بشنوید که می خواهد جشن 50 سالگی حکومت پدرش را بکشه و زنی دعوته که علیه مادرش ان بولین شهادت داده بوده که اون با برادرش در ارتباط بوده و به این خاطر سر آن بولین زده شده بود. اگر سریال تودورها را به یاد داشته باشید نشون داده بود. از لولا می خواد که یک گردنبند در لباس این زن بگذاره ولی لولا موقع گذاشتن سوتی می ده و هر دو دستگیر می شن. دوست مادر الیزابت به لولا می گه شاه هنری از اون خواسته بود شهادت بده و اصل ماجرا را یکی از خدمه دیده بود. الیزابت اون خدمه را می اره و اون می گه ان برای اینکه باردار بشه دست به دامن برادرش شده بود چون به شخص دیگه ای نمی توانست اطمینان کنه اما نتونسته بود این کاررا انجام بده. الیزابت بعد از سه روز لولا را ازاد می کنه و اون زن را با گرفتن اموال مادرش عفو می کنه. هنری بعد از اعدام آن همه ی زمین های او را به این زن که علیه اش شهادت داده بود بخشیده بود که الیزابت این زمین ها را پس گرفت. لولا پشت در الیزابت می شنوه که برای یک مدت می خواد کشتی ها را از دریای شمال دور کنه تا تعمیربشن و لولا یک نامه ی رمزی برای نارسیس می نویسه و نارسیس نامه را به مری می ده. مری می فهمه باید فورا به اسکاتلند برگرده ازطرفی کاترین درگیر شورش ارتش است. کاترین بهش می گه برو من خودم قضیه را حل می کنم . بش موقع رفتن مری بهش پیشنهاد می ده که همراهش بره اما مری می گه حضور تو برای فرانسه لازمه. بش بهش هدیه ی فرانسیس را می ده. مری در راه جعبه را باز می کنه فرانسیس براش یک نامه ی عاشقانه نوشته بود و بعد یک شمشیر بهش هدیه کرده بود. ارتش به قصر کاترین حمله کرده و می خوان کاترین تسلیم شه که مری می رسه و براشون حرف می زنه و می گه حمله به کاترین حمله به فرانسه است و خلاصه انها را ارام می کنه. از طرفی کریستوفر دلفین را که اون را شناخته بوده می کشه. دلفین قبلا به بش گفته بود که قاتل هنوز زنده است و گلوی یک زن را گرفته ولی اون را نمی کشه. کریستوفر گلوی کاترین را گرفته بود. بش کبودی را روی گردن کاترین می بینه و می ره سراغ کریستوفر. کریستوفر می گه من همه ی مدارکی که علیه کاترین دارم را در نامه ای نوشتم ادرس نامه را می ده ولی بش بهش رحم نمی کنه و می کشش. بش نامه را پیدا میکنه و می ره سراغ کاترین. می فهمه که کاترین برای گرفتن نایب السلطنه گی چه کارهایی کرده و باعث ازدواج کلود و کتک خوردنش شده. و بعد می فهمه که مادرش را کشته و به دریا انداخته کاترین می گه مادر تو دو فرزند نوزاد من را کشته بود. بش می گه من دیگه هیچ مسئولیتی دراین قصر ندارم و می ره. قبل از رفتن اون نامه را به کلود و چارلز می ده و اونها حسابی با مادرشون قاطی می کنن. نارسیس هم به مری ملحق می شه تا لولا را نجات بده و بش هم در لحظه ی اخر می رسه و می گه من هم همراه شما می ام دیگه تو فرانسه کاری ندارم. به نظر می رسه که عشق بش به مری دوباره داره شعله ور می شه. در مورد گریر هم باید بگم مری فهمید بارداره و دستور داد شوهرش را از زندان نجات بدن. شوهرش با دیدن بارداری او شوکه شد و اول قبول نکرد بعد راضی شد و به یک شهر دور رفتند با هویت تازه

 

 

سریال سلطنت

 

دیدگاهتان را بنویسید